شکل مته و جنس آن (کاربید یا نوک های آلیاژ Cr-Ni مقاوم در برابر حرارت) مهم هستند. توانایی حفظ لبه برش تیز برای برش، به جای چکش، از طریق توده سوراخ شیر، با صفحه برش لقمه ای که برای سوراخ کردن سطحی بدون گرد و غبار ارائه می شود، مهم است. قطر مته معمولاً در محدوده 33 میلی متر تا 65 میلی متر کنترل می شود. در مواردی که چکش کاری مهم در نظر گرفته می شود، از یک صفحه داخلی بیت کاملاً مسطح برای به حداکثر رساندن انتقال انرژی ضربه همراه با انتقال از شکل کاربید کروی به نیمه کروی استفاده می شود. جداسازی هوا معمولاً برای دستیابی به یک سوراخ تمیز استفاده می شود و علاوه بر این مقداری خنک کننده مته را برای کمک به افزایش عمر آن فراهم می کند.
دو اثر متضاد حفاری بر کنترل قطر کانال ضربهای وجود دارد. با سایش زودهنگام بیت، یک فلوت منفی کانال ضربه ای وجود دارد (قطر به طور مساوی تا قطر میله مته به سمت صفحه داغ کاهش می یابد. اما اغلب، قطعه ای که لبه برش خود را حفظ نمی کند، متمایل به سرگردانی می شود و منجر به فلوت مثبت می شود (بزرگ شدن سوراخ به صورت داغ)، یا یک اثر قارچزایی. طرحهای متههای سنگی سنتی مقاومت بیشتری در برابر این ایجاد میکنند، و اغلب ترجیح داده میشوند، علیرغم اینکه همچنان به تعویض مته در هر ضربه نیاز دارند. همچنین پیشرفت از رزوهای به سرنیزه گزارش شده است که کوپلینگهای میله متهای، احتمال گیرکردن میلههای مته را در کوپلینگها محدود میکنند.
پیامد مستقیم یک کانال ضربه مستقیم صاف، یک جریان ضربه زدن صاف ثابت است. برعکس، یک کانال ضربهای با شکل داخلی چوب پنبهباز باعث ایجاد جریان ضربهای چرخان و پاشش میشود. حفاری نرمتر با «اجازه دهید مته کار کند» و سعی نکنید سوراخ شیر را با استفاده از حداکثر نیرویی که میتواند میله مته را خم کند و حالت چوب پنبهبازی ایجاد کند، به زور باز کنید، منجر به جریان ضربهای صاف میشود.

